السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

602

مصنفات مير داماد

زيادة اطناب واسهاب نمىرود ، بسط اللّه ظلّكم أبدا . ثواقب كواكب جاه وجلال از مطالع أفق أحوال فرخنده مآل طالع ولامع باد . اگر چنانچه مولانا شمسا للفضائل والمعارف را به توجّه عالي رخصت معاودت اين صوب عن كثب حاصل شود ، شواهق مطالب عاليه ومتطالبات ضروريّه را در دام اقتناص كشيده ، نتيجهء آن به ايّام مكارم آن غوث الأنام عائد خواهد بود . والسّلام . ( كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، بياض ، ش 4602 ، كتابخانهء مسجد گوهرشاد ، مشهد ، به همراه مزيل النكبات ، ش 442 ، أربعة أيّام ، ص . . . ) . ( 9 ) نامهء ميرداماد به حكيم شفائي رقعهء ميرداماد كه به حكيم شفائي نوشته بود : ( بسم اللّه الرحمن الرحيم ) نفايس دعواتى چون أنفاس مسيح از دم روح القدس مزاج گرفته ، ولطائف تحيّاتى چون حيات خضر از زلال بقاء كيفيّت پذيرفته ، به رسم هديّه مبعوث خدمت آن مرضيّة السّجيّة مىگرداند . آن خضر همايون قدم كه چشمه سار آب زندگى در ظلمات قلمرو مدادش پنهان است ، وآن مسيح مبارك دم كه روان بخش عيسى از لب معجز بيانش عيان . دقيقه‌شناسى كه به دستيارى سبّابهء حذاقت حركت منشارى نبض بقم احساس تواند نمود . ( سبّابهء بقراط قضا يك حركت يافت * شريان حسود تو وشريان بقم را « انورى » ) وبه كنجكاوى نيشتر دقّت مور وپشه را قيفال وباسليق تواند گشود ، وبه تعيّن تسخين طلاى خورشيد رأى أنوار صعوبت رطوبت از چشم قمر بارد الطبع بسوزاند ، وبه تدبير به طباشير صبح انديشهء حكمت پيشه ، مرارت حرارت از طبع خورشيد محرورى مزاج بگرداند . ملال هزال از خاطر هلال به تحريك سر انگشت خيال بربايد ، در اندوه رنج باريك